هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

56

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

كشيده و در « آستان مقدسهء رضويّه » ، شب‌ها به روز آورده و در خدمت مشايخ عظام فيض‌ها برده و از خويش بيگانه ، ملامت و مشقّت‌ها متحمل گرديده ، و در سير آفاقى و انفس دفترها نوشته ؛ و من شيرين روايتى و طرفه كرامتى از پدر بزرگوار تو « رحمت على » در نظر دارم ، وقت آن رسيده [ است ] ، كه تو را يادآور شوم . روزى در « شيراز » ، در محضر فيض منظرش ، مشرف « ملا محمد لارى » معلم تو بود با « قنبر على » ، كه خانه‌زاد بود ، تو را به حضور پدرآوردند ، سلام نموده و جواب شنيده ، به گوشه [ اى ] نشسته [ و ] فرمود : « تو را نام « ميرزا آقا » بگويم يا « ملا آقا » ؟ » تأمّلى نمودى [ و ] در كمال ادب عرض نمودى : آن‌چه بفرمائيد ، آن خوب است . » پدر ، دعاى خيرى [ كرد ] و فرمود : « نام تو را « معصوم » نهاده‌ام . و ملاحظه‌اى در اين باب نموده ، پدر روحانى و جسمانى من به اين اسم شريف موسوم بودند . اميد كه خداوند مجيد تو را هم به درجات آنها برساند و بگذراند . » و به حمد الله و المنّه ، دعاى پدر در حقّ تو مستجاب ، و چشم دل ما به تو روشن است . با اين‌حال ، رجحان ترك مسلم است . و امّا ديگر قسم از « سفر » ، كه واجب شمرده آن‌كه شرايط « استطاعت حجّ بيت الله » در شخصى حاصل شده باشد ، البته اطاعت امر « شارع » لازم [ است ] . « وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا » . « 1 » و يقين چنان است كه قرار در كف « آزادگان » نگيرد « مال » ؛ [ و ] تو اسم « اللّه » و پول « غول » و جمع « ضدّين » ، نامعقول [ است ] ؛ بلكه مبالغى « مقروض » ؛ و در احدى هم همّت آن نيست كه گمان نمايم بذل « مال » و « راحله » نموده باشد . و دو قسم ديگر از « سفر » ، كه مطلق استحباب زيارت و تحصيل امر « معاش » است . امّا اول ؛ با اين وضع ، گمان نمىرود ، چراكه مخارج عيال و گرفتارى اطفال و ضررهاى پىدرپى و قرض ، مشكل مىدانم « حج » را . « بيت الله » واقعى ، طرف حرم دل است كه : « طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْعاكِفِينَ » « 2 » . [ بيت ] « كعبه » را يك‌بار بيتى گفته يار * گفت يا عبدى ، مرا هفتاد بار اگر يك‌بار به او بيتى فرموده ، 100 بار به اين « عبدى » خطاب نموده [ است ] : « و

--> ( 1 ) . سورهء آل عمران - آيه 97 . ( 2 ) . سورهء بقره - آيه 125 .